تبلیغات
رویای خیال من - نمی دانم در بهشت چه چیزی هست که در بندر آستارا نیست

رویای خیال من

نمی دانم در بهشت چه چیزی هست که در بندر آستارا نیست



به نام  خدا
من دریافته ام كه انسانی هر اندازه مصمم به خوشبخت زیستن باشد، به همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد كرد و هركس به محلی كه در آن زندگی می كند عشق داشته باشد حتی ان محل شهرستانی كوچكی مثل آستارا باشد و وهزاران ظلم و ستم و ناروا بوی بزنند چون عشق به آستارا دارم..آستارا بهشت من است...
.دكتر محمد علی هالو...

نمی دانم در بهشت چه چیزی هست که در  بندر آستارا  نیست، شاید تکه ای از بهشت اینجا افتاده تا آدمیان بتوانند تصور کنند بهشت را.من اینجا از سرسبزی سرمستم و به خودم حسودی میکنم ، لحظه های اینجا بودن از لحظه های عمرم لذت میبرم و بر تویی که اینجا نبودی فخر میفروشد احساس آرامشم .آبی از کهن رود به صورتم می پاشم شاید به خود آیم و با تویی که اینجا نبودی از واقعیتی که شاید رویا بخوانیش نگویم.
غربت دریایی خزر و رودهای استارا و لوندویل وقتی به صورتم سیلی می زند یا حیات وحش ،تالاب آق و استیل كه ندای می دهد آستارایی مرا نجان بده  چرا مرا فراموش كردید..یا داد نجات از سوی حیران و حاجی امیری كه فریاد می زند من متعلق به استاراییم ...آستارایی دریابیم...
غربت "لاتون" و گردنه حیران  و‌اب گرم كوته كومه لوندویل  و آب گرم علی داشی  و اسپیناس و شهر باستانی شنیدان و روستای باستاین سیبلی و ساختمان ریس حیاطی (گمرك قدیم )با افسانه های مردمانی که قدمتی به اندازه ی تاریخ دارند پیوند ناشگونی یافته است ، "دیله" و روستاهای كوهستانی آستارا و لوندویل که نامشهایشان باستانی است همه جا هست ولی مزارع کوچک گندم ،خانه های گرم گلی و استخوانهای مردم زنبور پرورش و گوسفندان و حیوانات اهلی و... ذره ذره در میان ریشه های درختان جنگلی گم می شود و آخرین نفسهای خود را از کام چندخانواده ای می کشد که منتظر طرح احیای جنگلها و مراتع اداره منابع طبیعی هستند تا آخر عمری پولی بگیرند و به دنبال التیام زخمهای بینوایی خود به شهرکها قره سو و هجرت و.. و روستاهای اطراف آستارا کوچ کنند.
و بندر آستارا  پناهگاه همه ی این غربتهاست.غربت امامزادهای که همه به اسم آستارا  و سوگواری مردمان بندر آستارا  می شناختندش و...... که روزگاری لازمه ی برپایی خانه های کاهگلی آستارا با سقف سفالی بود.
بندر آستارا  غریب شده است و با غربت زیبای خود زنده است هر چه از سمت شمال و جنوب به وسعت روستاها و محله های همجوار اضافه کنند ، هر چه امامزاده اش را نیمه کاره بگذارند  و هر چقدر بخواهند نام آستارا  را نیاورند خودشان کوچک و سرگردان و در بی نام و نشانی غوطه ور خواهند شد.من به دیدن گوشه ای از عصمت و پاکی و زیبایی آغشته به غربت آستارا  می نشینم بر تخته سنگی خیس از دست یازی آب و پا در آبی زلال تر از اشک یتیم...!به آروزی تاسیس فرمانداری ویزه آستارا و منطقه آزاد تجاری و اشتغال جوانان تحصیل كرده كه در جوانی پیر شدند یا الحاق آستارا به اردبیل .......ما كه فقط از گمرك و بندر چند منظوره  و بیمارستان  و منطقه ویژه برای بومیان آستارایی اشتغال و رفاه ندیدیم هرچه بود برای دیگران دیدیم و ای آستارا زخم خورده ای كه  بخشداری مر كزی اجازه نصب تابلو خوش آمد گویی به شهرستان در حیران آستارا  را ندارد .......آستارا من دوباره می سازمت ....ادامه دارد ..دكتر محمد علی هالو...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://jamasiller.wordpress.com
شنبه 23 اردیبهشت 1396 04:44 ب.ظ
Ahaa, its fastidious discussion about this article here at this blog, I have read
all that, so at this time me also commenting here.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo