تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 10 اسفند 1391 12:53 ق.ظ
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 12:57 ق.ظ
سیاوش (كریم نژاد )آستارا نین گل بالاسی
گل نرگس گل یاس سوزومه بیر گولاق آس استارا ملتی
بودور آستارانین شوراسی سیاوش دی سیاوش دی
آستارالی اوز بالاسین آتماز گل بالاسین سیاوشی آتماز
بودور آستارانین شوراسی سیاوش دی سیاوش دی

سیاوش ای یار دیرین دفاع و جهاد
نام تو یاد آور دوران شیرین امام وجهاد
سالهای زحمت و جانبازی و ایثار تو
موجبات عزت آستارا شده افکار تو
مردم آستارا بدانند قدر هر کس جای خود
میگذارد هر کسی جا پای عاقل پای خود
صادق و کوشا سازندگی داریت ، وجودت کیمیائی بی بدیل
هر سخن گوئی هماهنگ است با صدها دلیل و منطق و سازندگی
زمان جهاد به لبیك امام آری گفتی
به «وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ»امر قران لبیك گفتنی
به ندای وجدان و آستارالی لبیك گفتی
آفتاب یکسر ز پشت ابرها پنهان نشد
بی مشقت هر کویری خود بخود بستان نشد
خط قرمز نزد تو این انقلاب و نظام و مردم آستارا
دشمنان دانند این راز تو را ، یار امام و جهاد و مردم آستارایی
مرد کوران جهاد و دفاع و عمل ! این چه اوضاعی شده ؟
با تملق هر که بینی صاحب جائی شده
گرگان زمان در لباس میش شدند
منافقین از بسیجی بسیجی تر شدند
جای هر چیزی نمی بینم بجای خود چرا ؟
عده ای احیای خود را دیده اند در ماجرا
هم امام ورهبری و هم شما با یک هدف
می درخشید از صداقت هر سه تا همچون صدف
گرچه دشمن در لباس دوستان پیدا شده
کیمیائی چون تو را گوئی که او نشناخته
هر چه ما داریم بعد از لطف رب العالمین
از شماها هست ای مردان اسرار و امین و جهاد
زجرها دیدی تو در ایام جهاد و بعداز جهاد
مدعی آن روزگاران را نمی بیند به خواب
پاوه و حمیدیه را تو میدانی که چیست
گفته های بی عمل این روزها معیار نیست
جان و مال و آبرو را داده ای در راه نظام و ایران زمین
خوب میدانی که دشمن هست اینجا در کمین
خوب می دانی استارا دوازه اروپاست
دشمن از تدبیر تو افتد به آسانی به دام
زنده باشی سیاوش ای کوه صبر جهاد و استارا
در بیابان تشنه میداند بخوبی قدر آب
خاطرات باكریها از عشق تو بی انتهاست
شرح وصف چون تو را گفتن خدا داند بجاست
گل نركس گل یاس
سوزومه بیر گولاق آس استارا
بودور شهرمیم شوراسی
سیاوش دی سیاوش دی
باآمدن سیاوش استارا آباد خواهد گشت
زنده باد سیاوش آستارا
شعر از شاعر گمنام آستارایی / اسماعیل بابا
---------------------
خورشید استارا هر صبح غروب میکند
و غروب تر هر صبح آستارا
و ما عینکهامان را برداشتهایم وُ
با چراغ دنبال چیزی میگردیم
آستارا شهری بینشانه می شود
وَ شهری همچون ددبابا
و ما بچهی اصل سیارهای دیگر
جایی دیگر خواهیم بود
بالاتر از تمام حرفهایای که به نافمان بستهاند
وَ عینیتر
مثل خواب صبح ِ بعد از نماز وُ
شب ِ اول ِ بعد از خواب
اسماعیل بابا
اسماعیل اسدی دارستانی / فعال حقوق بشرو محیط زیست جهانی
اسماعیل اسدی دارستانی: متولد 1353 در شهرستان آستارا است. متاهل و دارای یک فرزند است. نویسنده و محقق/ روزنامه نگار ملی/ بازنشسته ارتش/ عضو خانواده شاهد انقلاب اسلامی/ مستند ساز/ از فعالان حقوق بشر و محیط زیست کشور/ عضو فعلی شورای روستای سیبلی- مسولیت در شورا (منشی)
****************************
کتاب های چاب شده اسماعیل اسدی دارستانی
1-خدمت و مدیریت نظامی از دیدگاه اسلام
2-تا زنده ام بسیجی ام
3-داستانهای آسمانی ایران
4-سرگذشت تالشان
5-بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست
هر آمدنی رفتنی دارد و هر انتصابی دارای عزلی. خوشا به حال آنکه در طاعت خالق و در خدمت مخلئق باشد...نه زندگی آنقدر شیرین نه مرگ انقدر ترسناک است که انسان بخاطر آن شرف خود را بفروشد.
علی بن ابیطاب
==============================================================================
0000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
بیانیه مهندس نیما سیفی نژاد نماینده موسسه جوانان توسعه خواه ایران
آقایانی که در مقابل هاشمی سنگ اندازی می کنند بهتر بود جهت حمایت از منافع مردم ایران دست آیت الله هاشمی را جهت حضورشان می بوسیدند

متاسفانه هنوز هم کسانی که منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح می دهند دست از کمر شکسته و خم شده ی ملت بر نمیدارند
وضعیت معیشت و بهداشت را می بینند.دارو برای بیماران نداریم.خانواده های بسیاردر حال طلاق جدایی هستند همانان که همواره خوش و خرم بودند.پدران از فرزندانشان شرمنده اند و نان شب ندارند.مادران گرسنه می خوابند و تکه نانشان را به فرزندشان می دهند.جوانان از فقر و بیکاری به ستوه می آیند و اگر فریاد کنند در نطفه خفه می شوند و پاک و زلال اسیر بلای خانمان سوز اعتیاد می گردند.هر روز شاهدیم چقدر جوان مستعد و نخبه از این کشور فرار می کنند.امار مهاجرت در این سالهای اخیر چندین برابر شده است
دشمن با تمام توان و حربه برای شکستن کمر ایران وارد شده است.این مشکل را فقط مردی می تواند حل کند که پس از ۸ سال دفاع مقدس نه تنها خرابی هارا بازسازی کرد بلکه ایران به اوج قله های سازندگی رساند.مردی که در مدت حضورش شیرین ترین و رضایت بخش ترین سالهای نظام را برای مردم رقم زد.مردی که طعم هر روزگاری را چشیده و مانند یک پزشک مجرب درد کشور را می داند و می تواند بهترین درمان را تجویز کند.اجمدی نژاد صاحب هر توانایی هم باشد مرد روز های سخت نیست.هنوز یادمان نرفته جریان وزیر اطلاعات را.هنوز یادمان نرفته قهر کردن های بچه گانه.مردم کسی را می خواهند که به شعورشان توهین نکند.وقتی مردی میگوید گرانیست و از فرزندم و زنم شرمسارم در جوابش با تمسخر نگوید بیایید از سر کوچه ما بخرید.
متاسفانه معیشت مردم برای برخی هیچ اهمیتی ندارد.بیمار را به جای بیمارستان به قصابی می برند تا سلاخی کنند.این با ارمانهای انقلاب تناقض دارد و احمدی نژاد در این دنیا باید پاسخگوی مردم و در دیار باقی پاسخگوی خداوند سبحان و رسولش باشد و جواب دهد به پیامبر که چرا تنها امتی را که برای زنده نگه داشتن دینم و مکتبم در تلاش بودند اینگونه شکنجه کردید و کمر های پدران و نان اوران را شکستید
انچه مسلم است پزشک این کالبد بیمار تنها هاشمی رفسنجانی است و بر همگان آشکار است که حضورش و درایت و تدابیر روزهای سختش می تواند این گره های باز نشدنی را باز کرده و درمان این درد بی درمان را برای مردم به ارمغان اورد.و انان که تنها از روی قدرت پرستی و طمع به اندک داشته های این ملت ضعیف شروع به سنگ اندازی علیه هاشمی می کنند دست ها و چهره هاشان برای مردم رو شده است
دیگر جایی برای مشایی ها و احمدی نژادها در میان مردم نمانده است.اگر واقعا به فکر مردم بودند به جای اجرای سیاست پوتین مدودف و بازی های سیاسی چماق و خرگوشی چنانکه ایت الله هاشمی نیز به انها ۸ سال فرصت عرض اندام داده بود و هیچ گاه سخن نگفت و تا اخر به تماشا ایستاد تا هر انچه لازم است بر خود مردم شفاف گردد.
به عنوان سخن اخر از پیر باران دیده ی ایران اسلامی می خواهم این ۸ سال گذشته را همانند ۸ سال دفاع مقدس که پس از ان نیاز به سازندگی ویرانی ها و خرابی ها بود بداند و تمام تلاش خود را برای جبران عقب افتادگی نا بخردانه دولتی قبلی به کار گیرد چرا که مردم این سرزمین حافظان واقعی مکتب رسول الله هستند و لایق سزاوار با ارزشترین ها هستند و دیدن این همه داغ و مشکل مردم دل هر مسلمان ازاد اندیشی را می سوزاند
----------------------------------------------
| |
ربانی |
| ایمیل |
rabbani@yaoo.com |
| عنوان |
134344 |
| پیغام |
سیاوش باوری از تو دارم كه خود عاجزی ---- من تورا بهتر از خود می شناسم - می توان گفت گر درزمان علی( ع) بودی- در حیرتم كه نمی توانم باز گویم -- بایك اشاره می توان گفت تو با سلمان و مقدادها همترازی - احسن به تو نه؟ نه؟ احسن به آن مادری كه شیرت داده آن مادر یا از جنش فرشتگان است یا حوریان نمی دانم ظاهرا انسان است ولی باطنا یقین دارم همنشینی با همسر مولا علی داشته ؟ عاجزم ز گفتن پدری كه نان حلالت داده وراه راستت نشان داده او یا مرشدی تواناست یا از مومنان بهشتی ولی هرچه هست ظاهرا انسان است و باطنا از بزرگ مردان اسلام است و یا بهتر بگویم او همنشینی با علی داشته . و خمیره او با علی مخلوط گشته .؟؟؟؟؟؟؟ سیاوش قدر بدان تنها برادر بازمانده ات را ...... تو دو برادر . پاره تن.... خود را كه از نژاد بهشتیان بودند از دست داده ای قدر جلیل را بدان او جلیل است یعنی از صفات نیك خداوند منان او هیچوقت از صفات قهار خداوند نمی شود او از یاران عاشورایی ست ...دودست و دو چشم به برادرش تقدیم نمود ولی وفادار ماند قدر بدان و تامردم قدر شناس باشند جلیل یعنی مروت . از نژاد همان شخص است از كه در هنگامه اقامه نماز انگشتر خودرا به گدا تقدیم نمود جلیل از نژاد حسینی ها و حسنی هاست كه مخلوت شده و جلیل از اونمایان گشته او می خواهد عدالت را جایگزین شقاوت كند . حیف كه روباه سفتان برداشت معكوس دارند اواز ثلاله حاتم طائی هاست واز جنس رجلان بهشتی ولی انسان است ودر روی زمیت قدم بر می نهد ..... واندك كسی متوجه آسمانی بودن این دو برادر مطلع هستند .......... .....م. ر |
دارستانی :بمن رسما اعلام نمودند در صورت اعلام حمایت شما از مشایی شما امروز تایید صلاحیت می شوید ..وگرنه ....
اسماعیل اسدی دارستانی :لبخند سیددعلی رابه همه گنجهای این دنیا نمی دهم این یعنی اشهد ان محمد رسول الله علیا ولی الله ..مرا بجرم عشق به سید علی رد صلاحیت نمودند..
جالب اینجاست : امروز یكی از ... با تماس گرفت اگر تعهد و قسم بخوری در انتخابات از هاشمی حمایت نكنی و در سایت ها و وبلاگها از مشایی حمایت كنی و از فعالان حقوق بشر و محیط زیست جهانی و وبلاگ نویس های سراسر كشور كه دوستان شما هستند برای مشایی بیعت بگیری ... امروز ما شفارش می كینم و با من اتمام حجت كردند ..اداره ... دو بند ماده ج و د شما را لغو كند و بنده گفتم من یك فعال حقوق بشر هستم به هیچ عنوان از مشایی حمایت نمی كنم اگر صلاحیتم رد كنند .. مرا بخاطر عدم حمایت از مشایی زدن عدم التزام به اسلام و ولایت فقیه و قانون اساسی خیلی جالب است .. من هم گفتم من بهیچ عنوان از كسی كه مخالف ولایت فقیه حمایت نمی كنم و به احتمال زیادبا نفوذی كه جریان انحرافی در ادره و... دارد رد صلاحیت مرا در نظارت شهرستان هم خواهند گرفت ...چون رسما بمن ابلاغ كردند ..من هم گفتم از مشایی حمایت نمی كنم
اسماعیل اسدی دارستانی : متاسفانه علارغم بیانات مقام معظم رهبری برای حضور تمام سلایق در شورای شهر به نظر می آید توجه لازم به این موضوع نشده و شعار حماسه سیاسی را در نظر نگرفته اند و همین امر باعث کاهش انگیزه مردم برای حضور در انتخابات میشود.
وی بیان کرد: امیدوارم با رسیدگی به موقع( بی طرفانه و قانونمند و بدون اعمال نفوذ ) مراجع قانونی و ذیصلاح هر چه زودتر زمینه لازم برای حضور کسانی که به نظام و به استقلال این سرزمین پایند هستند، فراهم شود.
اسماعیل اسدی دارستانی : متاسفانه علارغم بیانات مقام معظم رهبری برای حضور تمام سلایق در شورای شهر به نظر می آید توجه لازم به این موضوع نشده و شعار حماسه سیاسی را در نظر نگرفته اند و همین امر باعث کاهش انگیزه مردم برای حضور در انتخابات میشود.
وی بیان کرد: امیدوارم با رسیدگی به موقع مراجع قانونی و ذیصلاح 0( بی طرانه و قاونمن نه همانند هیات اجرایی و نظارت بخش لوندویل كه با اعمال نفوذ بدون مدرك وسندرد صلاحیتم كردند د )هر چه زودتر زمینه لازم برای حضور کسانی که به نظام و به استقلال این سرزمین پایند هستند، فراهم شود.
در قرآن و احادیث خدا به كسی اجازه نداده از طرف خدا تصیم بگیرید. مگر سازمان یا صنف خاصی .... كه دستور رد صلاحیت مرا بدون سند و مدرك داده نعوذبه الله نماینده خداست گفته من مسلمان نیستم ..مگر مسلمان بودن یا نبودن اشخاص را خدا به سازمان یا صنف خاصی داده است ... نوشته است عدم التزام اعتقاد به اسلام و ولایت فقیه و قانون اساسی و هیات اجرایی نیز بدون چون و چرا با اعمال نفوذ همان متن غیر قانونی را نوشته است ...من كه خود اقرار می كنم مسلمان و تابع ولایت فقیه و قانون اساسی هستم و خود مفسر و مبلغ اسلام و ولایت فقیه و قاون اساسی هستم چطور اینها را نوشتند مگر شما خدا هستید ....اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید ...
اسماعیل اسدی دارستانی رد صلاحیت شد/ / فعال حقوق بشر و محیط زیست و وبلاگ نویس بین الملی
اسماعیل اسدی دارستانی : هیات اجرایی لوندویل مرا شهیدشخصیت كردند ( ترور شخصیت )...اما من پیش خدا امام زمان امام و رهبر رو سفید شدم...
آخر هیات اجرایی لوندویل با چه مدرك و فتوا یا حدیث و روایتی حق دارنند بنویسند یك مسلمان دیگر مسلمان نیست ...مگر مسلمان شدن و یا مسلمان ماندن دست هیات اجرایی است..
هیمن جا بهشت است ...فقط خدا و خود شخص می تو.اند در خصوص مسلمان بودن شخص اعلام نماید و این دستور صریح اسلام و قران است ...همین جا بهشت است اسماعیل اسدی دارستانی
این چه حرفی است که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت
از درون سیه توست جهان چون دوزخ
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
ترور شخصیت از گزارش ها ی قرآنی چنین بر می آید که بیشترین نوع حرکات مخالفان و دشمنان در قالب و اشکال ترور شخصیت سامان دهی می شده است. در آیه ۵۲ سوره ذاریات سخن از ترور شخصیت پیامبران و اتهام های ناروا به ایشان برای رسیدن به مقاصد خاص اجتماعی وسیاسی می شود. اتهام پیامبران به جادو و سحر و یا دیوانگی به این معناست که چنین افراد و اشخاصی شانیت و قابلیت رهبری جامعه را نداشته و راه خیر و صلاح جامعه را نمی دانند. و یا دز زمان خلیفه سوم ابوذر غفاری كه از پایه گذاران و افراد خاص پیامبر بود ترور شخصیت شد و به اتهام عدم اعتقاد به اسلام تبعید و در تبعید بعداز ترور شخصیت بدست ترور یست های شهید شد... ابوذ ی كه ستونهای و مبلغان دینی و اسلامی بود و بدست تا اسلام شده ها و منافقان به عدم اعتقاد به اسلام و... تبعید و شهید شد.. تاریخ تكرار شدنی است
اسماعیل اسدی دارستانی رد صلاحیت شد / در نامه بخشدار لوندویل نوشته طبق ماده 26 بند ج و د شما رد صلاحیت شده اید ..
بند ج : عدم التزام و اعتقاد عملی به اسلام و ولایت فقیه مطلقه
بند د: عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
اولا: بنده مسلمان و شیعه زاده جد درد جد هستم و اعتقاد به اسلام و ولایت فقیه وقانون اساسی دارم ودر كتابهایم و مقالاتم نوشتم و حتی بنده مدافع سر سخت اسلام و ولایت فقیه و قاون اساسی هستم و خود مفسر اسلام و ولایت فقیه و قانون اساسی هستم
دوما : بنده خود مدافع قانون اساسی و ولایت فقیه و اسلام را تفسیر می كنم و علنا و رسما از قانون اساسی و ولایت فقیه و اسلام در كتابهایم و مقالات و سایتها دفاع ذمی كنم ..چگونه و با چه حقی هیات اجرایی لوندویل مر ا غیر مسلمان و ضد ولایت فقیه و قانون اساسی اعلام نمودند در تعجب هستم فقط می توانم بگویم ..امام گفته بود نگذارید انقلاب بدست نا اهلان و نامحرمان بیافتد در منطقه ما دچار این كار شدیم ..و چوبش را می خوریم و فرزندان انقلاب همانند ابوذر قتل عام شخصیتی و ترور شخصیتی می شوند هیات اجرایی لوندویل با سوابق فقیهی و علمی یا انقلابی بمن تهمت ضداسلامی انقلابی و قانون اسیاسی می زنند آیا اصلا می توانند قانون اساسی و یا ولایت فقیه را مثل من تفسیر و در س دهند ..زمان جنگ چرا یك روز جبهه ندارند و كدام جای اسلام و قران نوشته كه وقتی من می گویم مسلمان هستم هیات اجرایی لوندویل می تواند مرا غیر مسلمان بنامد.
بنده ضمن اعتراض به هیات نظارت شهرستان از نظر قانونی ومراجع تلقید و قانونی افراد عضو هیات اجرایی درخواست محاكمه و.... كه با چه فتوا و مدركی شما مرا غیر مسلمان و ضد ولایت فقیه و قانون اساسی دانستید آیا تقوا شما از من بیشتر است و چه مدرك و استناد دارید از این بالاتر كه خودم اقرار می كنم مسلمان و تابع ولایت فقیه و قاون اساسی هستم آیا شما بهتر از خودمن خودم را می شناسید..وقتی اسلام می گوید كسی تشهد را بخواند مسلمان است شما مگر از خدا و ریالران و اسلام بالاتر هستید .

هیچ گونه مدرك و سندی ارایه ندارند و از طریق اعمال نفوذ به هیات اجرایی این كار انجام شده است .. من بخاطر دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی ترور شخصیت شدم كسانی كه تفسیر ویا معنی ولایت فقیه و قانون اساسی را نمی دانند و حتی یكبار قانون اساسی را از روی نخوانند..
اسماعیل اسدی دارستانی :مطابق شرع اسلام :هركس بگوید و گواهی كند كه محمد رسول الله است و بگوید مسلمان هستم ...رسما من مسلمان است و جای تعجب است این هیات اجرایی چطور بخود غیر قانونی و غیر دینی جرات داده همانند یك مجتهد فتوا دهد مرا غیر مسلمان معرفی كند و رای صادر كند یا هیات اجرایی لوندویل مجتهد هستند و حتی مجتهد هم نمی تواند به كسی بگوید مسلمان نیستی و هركس بگوید مسلمان هستم ..مسلمان است و مطابق قانون ایران و اسلام ..این خود یك تخلف و گناه بزرگ از سوی هیات اجرایی است كه به بنده رسما اعلام نموده مسلمان نیستم و مسیحی هستم من كه مسلمان زاده و شیعه زاده هستم .. فرزند جانباز 65 دصد 0 شهید راه خدا ) هستم و خود درجه دار بازنشسته ارتش و نویسنده و محقق ودر كتابهایم علنا از اسلام دفاع نمودم چطور این آقایون هیات اجرایی لوندویل اعلام نموده من مسلمان نیستم جای بس تاسف است .. هیات اجرایی لوندویل با این كار غیر قانونی مشروعیت قانونی و شرعی خود را از دست دادند ..
قانون و شرع می گوید اگر كسی بگوید و اعتراف بكند من معتعقد هستم كافی است ... وقتی پدر و برداران و من و خانواده ام بخاطر اسلام و ولایت فقیه به جبهه رفتیم و جانمان را دادیم و خودم عضو رسمی ارتش شدم و درجه دار بازنشسته ارتش هستم و زمانیكه خانواده من جبهه رفته بودند بعنوان بسیجی .. آقایون آنزمان شب نامه سازمان مجاهدین را پخش می كردند و یك روز جبهه نرفتندو بعداز جنگ بسیجی و انقلابی شدن با اینكه سن اشان می رسید به جبهه نرفتند ...الان شدند انقلابی و ما را رد صلاحیت می كنند ..ما كه خون و پوست ما با اسلام و ولایت فقیه و قانون اساسی است بدون مدرك زدند عدم التزام و اعتقاد به اصل ولایت فقیه اسلام و قانون اساسی این موضوع هم مطابق شرع اسلام حرام و گناه است و هیات اجرایی با نوشتن غیر قانونی این موضوع مشروعیت خود را زیر سوال برده است ..از دست داد وقتی من در سایتها و وبلاگها و مقالات و كتابهایم از اسلام و ولایت فقیه و قاون اساسی كشور دفاع نمودم با چه سند و مدرك هیات اجرایی نوشته من به اسلام و ولایت فقیه اعتقاد ندارم من شواهد و مدرك دارم هیات اجرایی ندارد ...وقتی من خود بلندگویی مطبوعاتی و رسا اسلام و ولایت و انقلاب و قاون اساسی هستم افرادی در هیات اجرایی لوندویل كه یك روز جبهه و سوابق انقلابی سیاسی ندارند وحتی عضو ستاد فتنه یا جریان انحرافی 1388 بودند و... نمی دانند قانون اساسی را تفسیر كنند چطور می نویسند من به اسلام و قانون اساسی و ولایت فقیه اعتقاد ندارم.
حاضرم هیات اجرایی و مسئولان كه بدون سند بمن تهمت غیر مسلمان بودن و عدم التزام و وفاداری به ولایت فقیه و اسلام و قانون اساسی زدند تمام اعضای هیات اجرایی لوندویل و بخشدار لوندویل و دیگران بیایند .. مباحثه تفسیر قانون اساسی و ولایت فقیه و اسلام بگذریم اگر 10 درصد علم وعمل و تجربه مرا را در تفسیر اسلام و ولایت فقیه و قانون اساسی داشتند من خود شاهرگم را می دهم ..
من كه مفسر و تبیلغ كننده اسلام و قانون اساسی و ولایت فقیه هستم ..شدم غیر مسلمان و ضد اسلام و ولایت فقیه و قانون ..
باید این اقایون كه بجای مراجع و خدا تصیم سازی می كنند و تهمت غیر مسلمانی و ضد ولایت فقیه و ضد قانون اساسی را بدهند باید جوابگو باشند و همگی آنها سوابق مشخص دارنند واقعا جای تعجب است چطور با اعمال نفوذ جناح خاص هیات اجرایی شدند و چه كسانی صلاحیت ایشان را داده است ...
بنده شكایت خود را به هیات نظارت شهرستان دادم و شكایتم را خدمت رهبر و اصل 90 و امام زمان دادم.. فعلا سكوت می كنم ..چون معتقد به نظام و انقلاب و امام و قانون اساسی و رهبر هستم وتا زمانیكه بدانم باچه حقی نوشتن من مسلمان نیستم مگر هیات اجرایی لوندویل نغوذ به الله خدا هستند
اقا اگر نمی خواهید (بدستور جریان انحرافی و جناح خاص) من عضو شورا نشوم بمن بنویسید مرد و مردانه نمی خواهیم شما عضو شورا شوید چرا از طرف خدا و اسلام تصیم می گیرید... من كه می گویم مسلمان هستم و گواهی می دهم به قانون اساسی و اسلام و ولایت فقیه معتقد هستم و در مقالات و كتابهایم اعلام نمودم شما چكاره اسلام و خدا هستید....
اسماعیل اسدی دارستانی .............حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله
اسماعیل اسدی دارستانی كاندیدای شورای اسلامی سیبلی
عضو فعلی شورای اسلامی سیبلی / درجه دار بازنشسته ارتش / فرزند جانباز 65 درصد ( شهید ) بسیجی / نویسنده و محقق و روز نامه نگار / تاكنون پنج كتاب از ایشان چاپ شده است 1- خدمت و مدیریت نظامی از دیدگاه اسلام 2- تا زنده ام بسیجی ام 3- داستانهای آسمانی و تاریخ دولتهای شیعه در ایران /4- سرگذشت تالشان / 5- بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست و چند اثر دیگر...../ فعال حقوق بشر و محیط زیست و وبلاگ نویس شناخته شده بین المللی / ASTARANEWS.COM
-كشاورز می گفت:آیا این سگ خود كشی می كند؟(رد صلاحیت من همانند داستان سگ مهربان است : اسماعیل اسدی دارستانی )
زن كشاو.رزی با یك مرد غربیه رابطه دوستی داشت وسگ خانه هربار مرد غربیه در نبود كشاورز به خانه اش مخفیانه می امد حمله و مجبور به فرارش می كرد و بارها دست و پای مرد متجاوز را گاز گرفته بود..و آنقدر پارس می كرد كه مردم و كشاورز از مزرعه فكر می كردند اتفاقی افتاد سریع خود را بخانه یم رسانند
زن كشاوز كه از آگاهسازی و اطلاع رسانی سگ خانه ناراحت بود یک روز كه سگ
اتفاقی به درون یک چاه نگاه می كرد زن كشاورز یك دفعه سگ را هل داد به سگ نگون بخت به ته چاه افتاد اما نمرد..
کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست سگ را از درون چاه بیرون بیاورد.
برای اینکه حیوان دست و پاه شكسته بیچاره زیاد زجر نکشد،
کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا سگ زودتر بمیرد و زیاد زجر نکشد.
مردم با سطل روی سرسگ هر بار خاک می ریختند اما سگ هر بار خاکهای روی بدنش را می تکاند وزیر پایش میریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد سعی می کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن سگ بیچاره ادامه دادند و سگ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و بیرون آمد.!!!؟؟؟
كدا خدا محل بخاطر همین نجات سگ را به فال نیك گرفت و تصمیم گرفت ... یكی از ساختمانهای كدا خدا را به سگ بدهد و مقام حفاظت از روستا و ریس سگهای منطقه را به سگ بدهد و بخواست خدا دوست همسر كشاورز كه از روستای دیگر می امد دیگر جرات آمدن به روستا را نداشت و زن كشاورز كوچك ترین تخلفی نمی توانست بكند...
یك روز پادشاه كشور كه از روستا می گذشت .. وقتی دید سگی در روستا خانه دارد تعجب كرد و وقتی موضوع نجات سگ و مقام سگ را فهمید .. سگ را به پایتخت برد و ریس سگان دربار و ریس حفاظت گارد مخصوص از كاخ منصوب كرد بقیه اش را بعدا می نویسم ... اگر خدا بخواهد به یك سگ هم مقام می دهد چه رسد به اشرف مخلوقات انسان..
**نکته:**مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم:*
*اول: اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند.* یـــــــــــــــا ............
*دوم: اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود
توصیه وپشنهاد داخل این داستان : اینكه از اطلاع رسانی و حقیقت گویی و افشای تخلفات و خرابكاری نا اهلان و نامحرمان نترسید و این خداست كه مردن یا زنده ماندن شما را مشخص می كند اگر خدا بخواهد بدست دشمنان به شما عزت و مقام می دهد. تا حدودی رد صلاحیت من همانند جریان سگ عزیز شد .. دشمنان خواستند مرا با خاك بكشند اما به من جان و. آبروی دوباره دادند. بیبن ای نا اهل و نامحرم ./امام زمان و خدا با دست خود شما بمن جان سیاسی و ابروی صد چندان داد.. ننگ بر شما زبیر و طلعه زما ن ننگ بر شما ای ابوموسی شعری و امرعاص ها آستارا و منطقه ... من می مانم و ایستاد ه ام به كوری .. انشالله خداوند از طریق تیر غیب تكلیف شما چند نفر را همانند طللعه و زبیر و ابوموسی اشعری و امر عاص خواهد رسید..آیا خدا بعضی چیزها را سرتان آورد بخاطر دست به دامن شدن من بخدا و امام زمان بس نبود و عبرت نمی گیرد ...خدا مرا خیلی دوست دارد اگر اینبار نفرین كنم مطمن باش در ای دنیا نیستید در وسط جهنم هستید..اما خداوند بخشنده و مهربان است و چون من بنده برگزیده خدا هستم و اشرف مخلوقات تحمل می كنم بخاط خدا و امام زمان و شهدا و ج ا ا .. خدا شما را راهنمایی كند... جالب اینجاست هیات اجرایی با اعمال نفوذ جریان انحرافی مرا رد صلاحیت كرد و جالب تر این كه نظارت بخش كه سه نفر از دوستان نمایندهاستارا است و بجای اینكه قاون اجرا شود آنها هم بنا بدستور بدون مطالعه رد صلاحیت را امضا گفتند بما دستور دادند ما هم بنا بر دستور رد صلاحیت شما را امضا كردیم ...حالا پرونده اعتراض من در نظارت شهرستان در حال بررسی است
ما فرزندان انقلاب ایستاده ایم و ایستاده شهید می شویم ...ترسی از كسی نداریم .. تایید صلاحیت ما نزد امام زمان و خدا و رسول الله تایید شده است و ما افراد انتخاب شده هستیم ..به حال خود گریه كنید
سحرگاه امروز یكشنبه(29 اردیبهشت ماه) خبر اعدام دو جاسوس سرویسهای اطلاعاتی بیگانه در ایران از سوی دادستانی تهران اعلام شد و این در حالی بود كه یكی از این دو اعدامی به عنوان جاسوس ویژه سازمان سیا در كشورمان فعالیت میكرد.
مروری بر فعالیتهای معاندانه جاسوس سازمان سیا
"كوروش احمدی" یا همان جاسوس ویژه سازمان سیا كه صبح امروز به دار مجازات آویخته شد، از ابتدای دهه 90 میلادی همكاری خود را با این سازمان اطلاعاتی و تروریستی آغاز كرد.
تلاش وی برای افشای اطلاعات مهم نظامی و ارائه آنها به همپیمانان آمریكایی اش با هدف تثبیت موقعیت خود در این سازمان جاسوسی بود از همین جهت او به عنوان یكی از جاسوسان مهم سیا شناخته شد.
احمدی پس از تثبیت موقعیت خود در سازمان سیا طی سفرهای متعدد به ایران تلاش های گسترده ای جهت كسب اطلاعات محرمانه كشورمان برای آمریكاییها كرد و در همین شرایط نیز از جذب و به كارگیری نیروهای مختلف برای خود نیز غافل نبود.
این جاسوس سیا با تشكیل تیم جاسوسی و نفوذ در بخشهای مختلف كشور فعالیت های معاندانه خود را ادامه میداد و اقداماتی برای راهاندازی شبكه جاسوسی در كشور در خدمت به سیا داشت كه البته دوام چندانی نداشت.
جاسوس سیا در دام
با اوج گیری فعالیتهای جاسوسی احمدی در كشورمان مسیر تبادل اطلاعات و ارتباطی وی با اعضای تیم جاسوسی اش شناسایی و اقدامات براندازانه وی ره گیری شد كه بالاخره با تلاش سربازان گمنام امام زمان(عج) در وزارت اطلاعات، این جاسوس خودفروخته شناسایی و تیم معاند و سرسپرده به اربابان آمریكایی وی متلاشی شد.

پس از دستگیری جاسوس سیا در ایران، بازجوییها از وی آغاز و احمدی به تمامی فعالیتهای خود اعتراف كرد، شبكه گسترده جاسوسی
وی شناسایی و ارتباط این جاسوس با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه رو شد.
كوروش احمدی پس از طی مراحل قانونی به اعدام محكوم و با تایید دیوان عالی كشور سحرگاه امروز یكشنبه(29 اردیبهشت ماه) به دار مجازات آویخته شد.
جزییات فعالیتهای كوروش احمدی و شبكه جاسوسی گسترده وی به زودی از رسانه ملی به صورت مستند پخش خواهد شد.
-------------
مهر 1386 که "محمود احمدینژاد" در خبرسازترین سفرش نیویورک را منفجر کرد، نشانههای یک معاملة کثیف میان آمریکاییها و اصلاحطلبان برای سقوط «دولت نهم» به چشم میآمد.
یک سال قبل "محمد خاتمی" با ویزای ویژه رئیسجمهور آمریکا برای 2 هفته به شرق ایالات متحده رفت(1) و عصر دوشنبه 20 شهریور 1385 پس از دیدار با جورج سوروس از رهبران «کودتای مخملی» و سیدحسین نصر از رهبران «سنتگرایی» راهی تپههای معروفِ «بیکون هیل» نیویورک شد تا در واپسین نقطه توقف خود شام آخر را در منزل زنی به نام دکتر الگا دیویدسن صرف کند(2). ماموران FBI در طول مسیر حضور داشتند و مسیرهای منتهی به خیابان «ریورز 82» شدیداً کنترل میشد(3). همه چیز نشان میداد که شخصیتهای سرشناسی عازم «ضیافت بلوط سبز» هستند.
خانم دیویدسن یک شخصیت پیچیده و ناشناخته است. او از پژوهشگران انستیتوی مطالعاتی جوامع و تمدن اسلامی در دانشگاه بوستون(4) و دارای پیوندهای نزدیکی با بنیاد اشرف پهلوی بود(5). از طریق احسان یارشاطر بهایی به هیات امنای دانشنامه ایرانیکا در دانشگاه کلمبیا راه یافت(6) و در محافل آمریکایی از مدافعان اصلاحطلبان ایرانی شناخته میشد(7). دیویدسن همزمان که درباره «شاهنامه فردوسی» و «کوروش» پژوهشهای گستردهای را انجام میداد(8)، طرف مشورت وزارت امور خارجه آمریکا برای ارزیابی «برنامه سلاحهای استراتژیک ایران» نیز قرار میگرفت(9). از سوی دیگر، روابطش با ایرانیان بسیار متنوع و پرشمار بود و با چهرههایی مثل داریوش مهرجویی و سیدحسین نصر که در کمیسیونهای فرهنگی جشن هنر شیراز پروژه «باستانگرایی» را پیش میبردند، تماس داشت(10).
در سینمای ایران از طریق بهمن فرمانآرا و بازیگران زن مثل فاطمه م.آ کانالهای ارتباطی قویای ساخت(11) و هم تعاملات موثری با کانون مدافعان حقوق بشر به ریاست شیرین عبادی ایجاد کرد(12). او درباره راهبردهای «گذار به دموکراسی» در ایران مقالاتی را به همراه محمدجواد محلاتی (دوست نزدیک خاتمی) انتشار داد(13) و حتی با دیپلماتهای ایرانی به رایزنی پیرامون تحولات سیاسی ایران میپرداخت. دیویدسن به لطف مساعدتهای صادق خرازی، مشاور ارشد خاتمی (و مشاور یکی از نامزدهای سرشناس ریاستجمهوری 1392) توانسته بود روابط نزدیکی را با دفتر تازه تاسیس موسسه گفت وگوی تمدنها و فرهنگها در ژنو برقرار کند(14). خیلی از رازهای «دفتر ژنو» بعدها توسط محمدعلی ابطحی در «دادگاه کودتای مخملی» برملا گشت، ولی رئیسدفتر سابق خاتمی هیچ صحبتی از ارتباط رئیس جمهور سابق با این زن آمریکایی نکرد(15).
روابط دیویدسن با خاتمی تحت پوشش بنیاد بلوط سبز شکل گرفت(16). این بنیاد آمریکایی برای حمایت از «جامعه مدنیِ ایران» تاسیس شد و دیویدسن ریاست هیات مدیره آن را برعهده داشت(17)، ولی جنس رابطهاش با خاتمی فقط سیاسی نبود. طبیعتاً به خوبی باید «حفظ ظاهر» میشد و یک توجیه خوب با عنوان «همکاری برای مطالعه سنتهای بشری در تمدنهای مدیترانه» (پروژه مشترک «دفتر ژنو» با بنیاد بلوط سبز) سوءظنها را برنمیانگیخت(18).
از راست: ریچارد فرای (بزرگ ترین جاسوس زنده خاورمیانه و تئوریسین مکتب ایرانی)، محمد خاتمی و الگا دیویدسن؛ 20 شهریور 1385 در ضیافت شام بلوط سبز در بوستون آمریکا.
بدینترتیب، دکتر الگا دیویدسن چیزی بیش از یک استاد دانشگاه بود.
او همزمان دو بعد «نظامی» و «فرهنگی» داشت که چهره آرامش را رازآلودتر میساخت و عضویتش در انجمن مطالعات یهودی برای خاورمیانه بر این پیچیدگیها میافزود؛(19) زنی که متخصص «فرهنگ ایران باستان» است و یک صاحبنظر در زمینه «سلاحهای استراتژیک» نیز به شمار میرود(20)! برای همین هم از مقامات وزارت امور خارجه آمریکا تا رئیسجمهور سابق ایران دعوتش را برای حضور در «ضیافت بلوط سبز» پذیرفتند(21). محمدجواد محلاتی، دکتر مهدوی دامغانی و دکتر گریگوری از دوستان مشترک دیویدسن و خاتمی نیز حضور داشتند(22). ساعت 7 شب خبر دادند که موتورهای اسکورت کاروان خاتمی به خیابان «ریورز 82» رسیدهاند.
خاتمی همراه صادق خرازی شام آخر را در آمریکا خورد و 70 میهمان برجسته در «ضیافتِ بلوط سبز» با رئیسجمهور اصلاحات سر یک میز نشستند، اما دیویدسن فقط یک «میهمان ویژه» داشت: پیرمردی 86 ساله ولی سالم و سرحال که مثل خودش آمریکایی بود؛ یک زن و مرد با شباهتهای شگفتانگیز بسیار. خاتمی نیز انتظار این ملاقات را میکشید، چون همان طور که انستیتو مطالعات خاورمیانه برای واشنگتن در گزارش خود تأیید کرده است، اساساً خاتمی صدور روادید سفرش به آمریکا را مدیون رایزنیهای موثر چنین چهرههایی با کاخ سفید بود(23). این میهمان ویژه کسی جز پرفسور ریچارد فرای نبود که کمی بعد از محمد خاتمی وارد خانه الگا دیویدسن شد. تا این زمان، قدمتِ تماسهای فرای با ایران از نیم قرن میگذشت و برخلاف تصور رایج، از سال 1384 رفتوآمدِ او به تهران به مانع جدیای برنخورد. البته شاگردان او مانند سیدحسین نصر سالها انتظار صدور «اجازه بازگشت» را میکشیدند و اعضاء حلقه کلمبیا مانند رامین جهانبگلو- که فرای اولین تئوریسین پیشکوت آن محسوب میشد- بهار 1385 در تهران تحت تعقیب وزارت اطلاعات قرار گرفتند(24)، ولی دو هفته پیش از «ضیافت بلوط سبز» جهانبگلو آزاد شد(25) و این نشانه خوبی برای کمتر شدن نگرانیهای حلقه کلمبیا به نظر میرسید.
ریچارد فرای و محمد خاتمی شناخت خوبی از یکدیگر داشتند.
تعامل این دو از هنگام به قدرت رسیدن اصلاحطلبان در دوم خرداد 1376 شتاب بیشتری گرفت(26) و ایدههایش درباره «تاریخ و تمدن و فرهنگ ایران باستان» یکی از پارادایمهای غالب در حیطه «ایرانشناسی» و تحقیقاتِ علوم انسانی به شمار میرفت(27)، چنان که سال 1382 رئیسجمهور خاتمی در پیامی به مناسبت بزرگداشت ریچارد فرای در دانشگاه کلمبیا بر این نفوذ صحه گذاشت(28). خاتمی 8 سال پیش در اولین سفرش به نیویورک برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل، فرای را در بوستون دید و سال پایانیِ ریاستش بر دولت اصلاحات با همکاری ایرج افشار یزدی جشن مفصلی را برای تجلیل از او ترتیب داد(29). از آن دیدار صادق خرازی رابط و هماهنگکننده ملاقاتهای رئیسجمهور خاتمی با فرای بود و در آخرین سفر و شام آخر «ضیافت بلوط سبز» نیز، خرازی اینبار با یک کروات مشکی کنار دستِ دیویدسن و فرای و خاتمی نشست. (30)
الگا دیویدسن، رابط آمریکایی «ریچارد فرای» با « محمد خاتمی»؛
20 شهریور 1385، بوستون. خاتمی درکنار خانم دیویدسن نشسته ودر حال نوشتن یادبود در دفتر شخصی او است.
رابطه ریچارد فرای با دولت نهم بد نبود و پس از ریاستجمهوری خاتمی رفتوآمدهایش به تهران و شیراز و اصفهان ادامه یافت. او خرداد 1384 در اوج رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری به ایران آمد31 و 6 ماه پس از آغاز به کار «دولت نهم» در نوزدهمین جشنواره خوارزمی از فرای تجلیل گشت(32). در همین سفر دیدار مفصل دیگری با محمد خاتمی و غلامرضا اعوانی (رئیس پیشین انجمن حکمت و فلسفه) داشت(33)، ولی علی رغم کهولت سنش آمادة حضور فعالتر در پشتصحنه سیاسی ایران میشد؛ چه اینکه فرای مانند هوشنگ امیر احمدی عضو بلندپایة «گروه تماس نیوجرسی» معروف به نام شورای آمریکا- ایران بود(34) و به واسطة اسفندیار رحیم مشایی کانال ارتباطی مطمئنی را نیز در دفتر رئیسجمهور جدید ایجاد کرد،(35) گرچه در مقایسه با روابط گرم این «گروه تماس» با اصلاحطلبان، هنوز سطح تعاملشان با محمود احمدینژاد چندان جدی به نظر نمیرسید.
دیدار ریچارد فرای و محمد خاتمی خبر از بازی دوجانبه «دار و دستههای نیویورکی» در ایرن میداد؛ خصوصاً که همان زمان در سال 1385 دوست و همکار نزدیک فرای یعنی هنری کسینجر به همراه فرانسیس فوکویاما پژوهش محرمانهای را برای پنتاگون با هدف «تقویت و شناسایی شرکاء بالقوه» ایالات متحده در موسسه تحقیقات امنیتی رند (Rand) سرپرستی میکرد.36 جورج بوش نیز صریحاً به اصلاحطلبان پیام داد و گفت «در انتظار شنیدن صدایی تازه از درون ایران برای تغییر رژیم است.(37)» به غیر از سران جمهوریخواهان، رهبران یهودی دموکراتها مانند جورج سوروس نیز درباره «اهمیت اطلاعاتی» سفر خاتمی برای آمریکا میگفتند «این سفر به آگاهی از وضعیت یک دشمن منزوی میانجامد.»(38) بازبینی سیاستهای کلان آمریکا برای مدیریت منازعات با ایران به تازگی آغاز شده بود و مرداد 1385 نیز اولین قطعنامه تحریم ایران در سازمان ملل به بهانه فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی از تصویب اعضاء شورای امنیت گذشت.(39)
همه چیز در آغاز راه بود. بحث بر سر چگونگی شروع یک بازی جدید همة اتاقهای فکر آمریکا را درگیر خود ساخت، ولی به نظر میرسید ایالات متحده باز هم میخواهد با «مهرههای سوخته» بازی کند؛ مهرههای سوخته ولی کارکشتهای مثل ریچارد فرای که یک سال قبل از کودتای 28 مرداد 1332 از سوی کاخ سفید مامور مذاکرات محرمانه آمریکا با محمدرضا پهلوی و نخستوزیرش دکتر محمد مصدق پیرامون «خطر کمونیسم» شد(40) و حالا 55 سال پس از نخستین ماموریتش در تهران، رئیسجمهور سابق ایران را سر میز شام خانه خانم دیویدسن در نیویورک ملاقات میکرد تا تحلیل خاتمی را در ساعات پایانی اقامتش در ایالات متحده پیرامون آینده رابطه ایران و غرب بشنود.
دست خط « محمد خاتمی» در تجلیل از «ریچارد فرای» و «الگا دیویدسن». خاتمی در این یادداشت یادبود، دیدار با تئوریسین «مکتب ایرانی» در بوستون را «خاطرهای فراموشنشدنی» مینامد و دیویدسن را «انسانی دانشمند، شریف و بزرگوار که ایراندوستی ایشان بر فضیلتهایشان افزوده» خطاب میکند!
شبی که فرای و خاتمی با یکدیگر شام آخر را خوردند، حسین شریعتمداری سرمقاله «آقای خاتمی از کدام کیسه خرج میکند؟» را در روزنامه کیهان نوشت و به مواضع او در آمریکا مبنی بر تأیید «دولت اسرائیل» و «هولوکاست» که نفی آنها دو شاخصه برجسته سیاست خارجیِ «دولت نهم» محسوب میگشت، شدیداً اعتراض کرد و دلایل موافقت آمریکاییها با سفر خاتمی را شرح داد.(41) آن زمان احمدینژاد به شریعتمداری جایزه «منتقد منصف دولت» را داده بود، اما به سبب تاثیر مدیر مسئول کیهان بر گفتمان انقلابی «سوم تیر» و حمایت از رئیسجمهور در برابر حملههای شدید اصلاحطلبان، یکی از حامیان سیاستهای اصولیِ دولت نهم شناخته میشد. شریعتمداری نخستین کسی بود که هم در برابر موج جنگ روانی اصلاحطلبان و هم در مقابل واکنشهای تهدیدآمیز دولتهای غربی علیه احمدینژاد به سبب «نفی هولوکاست» ایستاد.
او روز سهشنبه 22 آذر 1384 اولین سرمقاله را در کیهان برای شرح «ادله علمی رد هولوکاست» نوشت و آراء و سرنوشت منتقدان هولوکاست از جمله پروفسور روبر فوریسون و پروفسور روژه گارودی را شرح داد. بار دیگر شریعتمداری روز 30 اردیبهشت 1385 در برابر انتقادات شدید مهدی کروبی از سیاست خارجی دولت نهم پاسخهای محکمی به او داد و اینبار شامگاه 20 شهریور 1385 وقتی محمد خاتمی دو هفته پرکار و فشرده را در «شرق آمریکا» از نیویورک و بوستون تا واشنگتن و شیکاگو پشت سر گذاشته بود، به مقایسه تطبیقی سخنان رئیسجمهور سابق در این سفر با آموزههای راهبردی امام خمینی(ره) پرداخت. مدیر مسئول کیهان از یک سو در سرمقالهاش صریحاً از تندرویهای احساساتیِ امثال فاطمه رجبی علیه رئیسجمهور سابق ایران انتقاد کرد و از سوی دیگر تأیید «موجودیت اسرائیل» و پدیدة جعلی «هولوکاست» را یک «رانتخواری سیاسی» توسط خاتمی دانست:
اهمیت شما برای آمریكا به خاطر ریاستجمهوری هشت ساله جنابعالی در ایران اسلامی است و اگر غیر از این بود، به یقین بوش و دار و دسته اش برای «فریب» حضرتعالی كمترین زحمتی به خود نمیدادند. چرا؟ پاسخ روشن است. جناب آقای خاتمی در این سفر، شخصیت حقوقی خود را به عنوان رئیس جمهور سابق ایران اسلامی كه متعلق به مردم است، سخاوتمندانه خرج كردهاند که بدون كمترین تردیدی یك «رانت خواری سیاسی» است و مذموم و ناپسند. (42)
برای مطالعه ارجاعات وپانوشتها به نسخه چاپی کتاب «شاه کلید انگلیسی» که در آینده نزدیک توسط دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان منتشر خواهد شد ، مراجعه فرمایید .
ارسال شده توسط بنیادی در ساعت 23:27 | نظرات شما (0)