دلنوشته بسیجی جانباز هشت سال دفاع مقدس مهدی اسدی دارستانی ( فرزند جانباز شهید بسیجی )-نوجوان ترین بسیجی جانباز دانش آموز هشت سال دفاع مقدس ..

آن روزها پیرمرد بسیجی‌مان می‌گفت: من که عمرم به آخر رسیده است، تمام عمرم ‏در روضه‌ها، آرزو می‌کردم همچون حبیب ابن مظاهر ای کاش در کربلا بودم و در ‏رکاب آقام امام حسین (ع) به شهادت می‌رسیدم. عاقبت بعد از یک عمر دعا و توسل، ‏حاجتم روا شد و امروز به عنوان یک بسیجی راهی جبهه‌ها شده‌ام و با افتخار می‌گویم: ‏‏«من یک بسیجی‌ام!».‏

  بیاد شهید جانباز بسیجی 65 درصد  بسیجی هشت سال دفاع مقدس حاح اسدالله اسدی دارستانی اولین گروه 5 نفره اعزامی به جبهه  از بندر مرزی آستارا در سال 1359

 ------------------------------------------------

آن روزها نوجوانی که هنوز مویی در صورتش نرویبده بود می‌گفت: من وقتی دیدم ‏برادرم و  پدرم  و عموهایم و پسر عمه هایم به جبهه می‌روند، آرزو می‌کردم ای کاش من هم روزی بتوانم به جبهه ‏بروم و با دشمن بعثی بجنگم.‏

هر بار که می‌گفتم من هم می‌خواهم بروم جبهه، می‌گفتند: تو هنوز به سن تکلیف ‏نرسیده‌ای! و جبهه رفتن برتو واجب نیست. امروز جبهه تو مدرسه و سنگر تو کلاس ‏درس است ...‏

اما من می‌خواهم بروم جبهه! من در روضه‌ها قصه حضرت قاسم (ع) را شنیده‌ام. من از ‏قاسم (ع) بزرگترم! او یازده سال داشت و من 14 سال.‏

یک شب تا صبح بیدار ماندم و فکر کردم و عاقبت فردا صبح با شناسنامه‌ام به پایگاه ‏بسیج رفتم و گفتم: این شناسنامه‌ام و این هم رضایت نامه پدرم....
راستش را بخواهید شناسنامه‌ام را دستکاری کردم  هنوز 15 ساله نبودم كلاس اول راهنمایی بودم درسال 1366و به پدرم گفتم می‌خواهم از طرف ‏مدرسه اردو  تابستانی بروم و رضایت نامه می‌خواهند و متنی را که خودم نوشته بودم دادم و پدرم ‏اثر انگشت زد و من هم شدم، یک بسیجی!‏..بعدا شدم در علمیات موعود عراق كه پیك فرمانده لشكر بودم  جانباز بسیجی ..خدا شكر با اینكه 9 ماه منطقه علمیاتی بسیجی قبل از خدمت دارم و نوجوان ترین بسیجی جانباز 1367 بودم... نه مسئولان بسیج استارا سراغم را گرفتند و من هم نرفتم خدا را شكر بسیجی جانباز ماندم و می مانم.. دارم با پیكان كهنه ام در سن 42 سالگی بعنوان راننده تاكسی تلفنی كارمی كنم ...

---------

 

جالب اینجاست تاكنون از زسوی مقامات دولتی و سپاه یك تقدیر نامه خالی در هفته بسیج ندادند و نمی دهند..كلا یادی از این بسیجی در آستارا نمی شود...كه با پیكان دسته چندم..مسافر كشی می كند و بدون ادعا حتی یكبار اعلان ناراضی بودن از بسیج و مسئولان نزده ..اتفاقا وقتی می گوییم مهدی جان چرا مشكلات را به فرمانده سپاه و مسئولان و فرماندار و.. نمی گویی  می گوید..من بخاطر لبیك امام خمنی و كشور و اسلام  رفتم ..نیازی به حتی لوح تقدیر آنها ندارم ....من همین كه خدا و اما و شهیدان و امام خامنه ای از من راضی باشد كافی است ...تاكنون یكبار هم نگفته من جبهه بودم و جانباز هستم....

سوالم .. از فرمانده سپاه آستارا این است ...در هفته بسیج ..كه وظیفه شماست به بسیجان هشت سال دفاع مقدس تقدیر نامه و رسكشی كنید ..مهدی كجا دل شما می باشد ..مگر مهدی چندماه درسن نوجوانی در جبهه حق علیه باطل ندارد و كارت جبهه بسیجی دارد و كارت جانبازی...فرزند جانباز 65 دصد بسیجی هم است..كی بالاتر این بسیجی ....

با تشكر ...اسماعیل اسدی دارستانی برادر نوجوانترین بسیجی  جانباز دانش آموز  راهنمایی  آستارا از سال 66 تا 67 و فرزند جانباز بسیجی ( هشت سال دفاع مقدس ) حاج اسدالله اسدی دارستانی 59 تا 63)09119812795